Showing posts with label جستجو. Show all posts
Showing posts with label جستجو. Show all posts

Tuesday, June 7, 2011

راهی برای درمان قطعی استرس و نگرانی

گوگل ابزاری دارد به نام Google Analytics که به شما نشان می هد بازدیدکنندگان وب سایت یا وب لاگ یا هر چیز دیگر شما چه کلماتی را جستجو کرده اند که گذر پوستشان به دباغ خانه شما افتاده است.

وقتی می خواهی هر روز مطلبی بنویسی و موضوع کم می آوری این ابزار یکی از جاهاییست که ایده های زیادی به نویسنده می دهد.

در میان عباراتی که جستجوگران مختلفی را به وبلاگ من هدایت کرده است موارد زیر حائز اهمیت است:

برای زدن یک گاوداری چه کار کنیم؟
بهترین ایده برای سالگرد ازدواج
جلب توجه دختران
راهی برای درمان استرس و نگرانی

از آنجاییکه در زمینه های فوق مطلبی به شکل مستقیم بر روی این وبلاگ نگاشته نشده بوده است و بازدید وبلاگ اینجانب ممکن است موجبات تکدر خاطر جستجوگری را فراهم کرده باشد، وظیفه خود می دانم چند خطی در باب موضوعات فوق بنگارم. با این امید که خواننده ناراضی یک بار دیگر به این حقیر فرصت بدهد.

بهترین ایده برای سالگرد ازدواج اینست که به همسرت بگویی می خواهی گاوداری بزنی.
برای زدن گاوداری هم اولین کاری که باید بکنی اینست که به همسرت بگویی. اگر مجرد هستی یا به هر دلیل همسر نداری گاوداری زدن ایده مناسبی برای تو نیست.

جلب توجه دختران
این سؤال نیاز به کمی تغییر دارد. مثلا "بهترین ایده برای جلب توجه دختران" با "برای  جلب توجه دختران چه کار کنیم؟" تفاوتهای اساسی دارد و هر سؤال ممکن است جوابهای متفاوتی داشته باشد. 
بهترین ایده برای جلب توجه دختران اینست که مثل من یک وبلاگ بنویسی. طبق آمار رسمی 98 درصد دختران عاشق وبلاگ هستند و حداقل روزی چهار ساعت از وقت خود را به وبلاگ خواندن اختصاص می دهند.
برای جلب توجه دختران چه کار کنیم؟ هیچ کار. اگر هیچ کاری نکنی توجهشان جلب می شود. 

راهی برای درمان استرس و نگرانی؟
فقط یک راه؟ 
کاش این سؤال "راههای درمان استرس و نگرانی بود." حتی فکر اینکه فقط یک راه برای درمان استرس و نگرانی ارائه بدهم من را دچار استرس و نگرانی می کند. من بیشتر عمرم را با نگرانی و استرس دست و پنجه نرم کرده ام. اصلا من دکترای استرس و نگرانی دارم. ولی فقط یک راه؟


من برای سقوط پرندگان از آسمان نگران شده ام.
من برای گرسنگی رئیس جمهور وقت آمریکا نگران بوده ام.
من برای گردش خون خودم، سرمای قله اورست، فشار آب لوله کشی مادرید و فضای خالی هارد دیسک دختر همسایه نگران شده ام.
برای حمله مغول، مرگ سقراط، سقوط کمونیسم، انفجار خورشید، من برای مرگ باکتری ها در کپک نون نگران بوده ام.


من راههای زیادی را تا به حال آزمایش کرده ام.
یک روز این راهها را خواهم نوشت.

مطالب مرتبط آینده
راههای درمان استرس و نگرانی



Wednesday, May 11, 2011

کافیست بپرسی


جستجو:
ابتدایی ترین، بی تغییرترین، جهانی ترین، ابدی ترین، ساده ترین و سخت ترین کاری که در جستجو می کنیم، سؤال پرسیدن است.

هدف جستجو پیدا کردن جواب است. و برای پیدا کردن جواب اول باید یک سؤال پرسید.(بعضی وقتها هم جواب بدون پرسیدن سؤال یا اصلا بدون جستجو، خودش ما را پیدا می کند.)
بعضی وقتها سؤال را از یک یا چند نفر آدم می پرسیم و خیلی وقتها هم از یک موتور جستجو که این موتور جستجو هم خیلی وقتها گوگل است.

سختی کار در ساختن سؤال است. مثلا این سؤالها که من از سایت Yahoo Answers انتخاب کردم به نظر شما چطورند؟

چطور می توانم ده کیلو لاغر شوم؟
چرا خانمها کفش پاشنه بلند صدادار می پوشند؟
بهترین نصیحتی که مادرتان به شما کرده چه بوده است؟
جذابترین خصوصیتهای یک آدم کدامند؟
بهترین راه کسب درآمد چیست؟
یک نفر چقدر پول لازم دارد؟
وب سایت خوب برای یادگرفتن زبان کره ای؟
چه کتابی بخوانم؟

شما چگونه سؤال می سازید؟

مطالب مرتبط:
آناتومی جستجو

Wednesday, January 12, 2011

جستجو در ابر

در جستجوى يافتنى يا lookup search ما فقط چيزهايى را مى توانيم پيدا كنيم كه برچسب ذهنى ما از آن چيز با برچسبى كه توليد كننده آن چيز (محتوا) به آن زده است يكى باشد. با جستجوى يافتنى ما فقط در ابر برچسبهاى خود جستجو مى كنيم. ابر برچسبهاى ما خيلى بزرگ نيست.  

Sunday, January 2, 2011

پیدا نگه داشتن چیزهای پیدا کرده

تا حالا چند بار اتفاق افتاده که چیزی را با زحمت زیاد پیدا کرده اید و چند وقت بعد که دنبال آن گشته اید موفق به یافتن دوباره اش نشده اید؟ اصولا برای پیدا نگه داشتن اطلاعاتی که پیدا می کنیم چکار باید کرد؟

به طور خلاصه همانکاری که گوگل می کند: اضافه کردن یک لایه اطلاعات درباره اطلاعاتی که پیدا کرده ایم یعنی اضافه کردن متادیتا یا برچسب به آن و بعد هم ذخیره آن در جایی مطمئن و قابل جستجو.

برای مثال می توانید اطلاعاتتان ( یک فایل، یک یادداشت یا هرچیز دیگر) را به جی میل خود بفرستید و آنجا برچسب بزنیدش.

چرخه جستجو و اکتشاف با برچسب زدن و ذخیره کردن کاملتر می شود

Sunday, December 26, 2010

برچسب می زنم پس هستم

برچسب زدن علاوه بر خراب کردن آدمها کاربردهای زیاد دیگری هم دارد. یکی از کاربردهای آن به اشتراک گذاشتن دانش و یا به عبارت دقیقتر مدلی است که از دنیای اطراف در ذهن خود داریم. ما انسانها درک یا برداشت خود از چیزهای مختلف را در قالب اطلاعات به دیگران منتقل می کنیم و برای سهولت و دسته بندی این اطلاعات از برچسب استفاده می کنیم.

مثال
ماشین قرمز
دوست خوب
آهنگ قدیمی
سیاست تخمی
اینترنت پرسرعت
و یا برچسب جستجو برای این مطلب که دارید می خوانید

آدمها ظاهرا از برچسبهایی که مدلهای مشابه مدل خودشان را توصیف می کنند خوششان می آید و به همین خاطر شبکه های اجتماعی حول و حوش موضوعات مختلف شکل می گیرد. شما احتمالا با دوستانتان برچسبهای مشترک زیادی در یک یا چند زمینه دارید. مثلا کوهنوردی را با حال، آبگوشت را خوشمزه، کتابهای میلان کوندرا را جالب و پراید را ماشینی متوسط برچسب می زنید. البته که اختلاف در برچسب هم می تواند زمینه اختلاف نظر و اشتباه پنداشتن بشود که در مطالب قبلی درباره آن کلی چیز نوشته ام.

برچسب به ما کمک می کند که در دنیای اطلاعات به مکاشفه بپردازیم، اما چطور؟



LibraryThing بزرگترین کلوپ کتاب دنیا، وب سایتی است با بیش از یک میلیون کاربر که تا کنون دهها میلیون کتاب را برچسب زده اند. برای نمونه اگر کتاب ناطور دشت (The Catcher in the Rye) را بر روی این وب سایت جستجو و انتخاب کنید با برچسبهایی نظیر دبیرستان، آمریکایی و نگرانی روبرو خواهید شد. انتخاب برچسب نگرانی (Angst) کتاب غریبه آلبر کامو را در میان دهها کتاب دیگر برای شما آشکار می کند که به نوبه خود با اگزیستانسیالیسم، فلسفه، ادبیات فرانسه، قتل و ... برچسب زده شده است. انتخاب برچسب  اگزیستانسیالیسم ما را به کارهایی از کافکا، داستایوفسکی و انتخاب برچسب ادبیات فرانسه ما را به نوشته های پروست، فلوبر و دوما هدایت می کند.

انتخاب هر برچسب مجموعه ای متفاوت از کتابها را که معرف مدل ذهنی برچسب زنندگانشان هستند، برای ما به ارمغان می آورد. کاربران این وب سایت اینجوری با هم ارتباط پیدا می کنند، با هم دوست می شوند، یافته هایشان را به اشتراک می گذارند و جستجوهای همدیگر را کشف می کنند.

درباره برچسب بیشتر خواهم نوشت...

Wednesday, November 24, 2010

آناتومی جستجو

همانطور که برای رانندگی کردن دانستن مکانیکی لازم نیست برای جستجو کردن ( به خصوص بر روی اینترنت) هم آشنایی با جزئیات عناصر تشکیل دهنده جسجو لزومی ندارد ولی همانطور که کسی که اجزای اتومبیل را می شناسد احتمالا راننده بهتری است و بهتر می تواند از قابلیتهای وسیله نقلیه اش استفاده کند، کسی هم که با آناتومی جستجو آشناست قاعدتا باید جستجوگر موفقتری باشد.

در آناتومی ما برای درک بهتر کل را به جزء تجزیه می کنیم. اجزای داخلی یا تشکیل دهنده یک موجود را شناسایی می کنیم و روابط بین آنها را برقرار می کنیم. پنج عنصر اصلی برای جستجو می توان در نظر گرفت: کاربران، واسط کاربر، موتور جستجو، محتوا و تولید کنندگان. این عناصر و روابط آنها را به هم در شکل زیر می توانید ببینید:

من در نوشته هایم بیشتر به عنصر اول یا همان کاربران می پردازم که خود شما اگر به عنوان یک جستجوگر این مطالب را می خوانید یکی از آنها به شمار می آیید. اینکه کاربران چه کسانی هستند و با چه هدف، انگیزه و نهایتها الگوی رفتاری به جستجو می پردازند به نظر من اهمیت بسیاری در این آناتومی دارد.

نکته مقابل کاربران در شکل فوق تولید کنندگان محتوا هستند که البته خیلی وقتها به سادگی هم نمی توان مرز مشخصی بین این دو ترسیم نمود. دیگر نکته جالبی که در این شکل دیده می شود بکارگیری واژه محتوا (content) به جای اطلاعات است. درست است که ما به عنوان یک جستجوگر به دنبال اطلاعات هستیم ولی اطلاعاتی را می توانیم بیابیم که قبلا توسط تولیدکنندگان به محتوا تبدیل شده باشند.

محتوا چیست؟ محتوا در حقیقت اطلاعاتی است که شخصی ( یا اشخاصی یا سیستمی) با افزودن داده، آن را برای دیگران قابل استفاده کرده باشد. درست است که ما در نهایت به عنوان مصرف کننده از اطلاعات استفاده می کنیم ولی اصولا اطلاعات تا به محتوا تبدیل نشود معمولا قابل یافتن و استفاده نخواهد بود. به عبارت دیگر خیلی وقتها دلیل اینکه نمی توانیم اطلاعاتی را پیدا کنیم اینست که آن اطلاعات با وجودی که می دانیم وجود دارد، هنوز به محتوا تبدیل نشده است.

حدس زدن باقی عناصر کار سختی نیست. موتور جستجو محتوا را ذخیره و مدیریت می کند (معمولا موتور جستجو نقش تولید کننده محتوا را هم بازی می کند) و واسط کاربر هم دریچه دسترسی به قابلیتهای موتور جستجوست. درباره همه این عناصر با تفصیل بیشتر خواهم نوشت.

How can a part know the whole?
                                                       Pascal

Thursday, November 18, 2010

جستجو به زبان تصویر

جستجوی یافتنی یا Lookup
جستجوی اکتشافی یا Exploratory Search
راهنما

Monday, November 15, 2010

حیوان اطلاعات خوار

"همه آدمها به طور طبیعی به دنبال دانش هستند." ارسطو

ولع آدمیزاد برای جمع آوری و استفاده از اطلاعات در جهت تطابق با مسائل زندگی روزمره اش، هسته ای مرکزی از روانشناسی او را تشکیل می  دهد. جورج میلر روانشناس آمریکایی انسان را موجودی اطلاعات خوار (informavore) می نامد یعنی گونه ای که برای تطابق با جهان هستی به جمع آوری و ذخیره اطلاعات می پردازد.

در سال 2009 مقدار اطلاعات دیجیتال تولید و منتشر شده توسط بشر 800 میلیارد گیگا بایت بود که این عدد در سال 2010 1200 میلیارد گیگا بایت (اکسا بایت) پیش بینی می شود. یعنی مثلا چیزی حدود 4 میلیارد هارد دیسک پر با ظرفیت 320 گیگا بایت و بعد اهل فن پیش بینی کرده اند که این عدد تا سال 2020 چهل و چهار برابر خواهد شد.

ممکن است بپرسید خوب که چی؟! این مثل این می ماند ( این مثال خیلی دقیق نیست ولی بهتر از این پیدا نکردم) که به شما 500 میلیارد دلار و یک هفته وقت برای خرج کردنش بدهند! حجم و تنوع اطلاعاتی که تکنولوژی امروزه در اختیار ما قرار می دهد و قدرت و اختیاری که به همراه آن می تواند بیاید، نسبت به زمانی کمی (عمرمان) که برای استفاده از آن داریم خارج از تصور من است. صد البته که خیلی از آدمها هنوز informavore نشده اند ولی اگر شما این وبلاگ را می خوانید و احتمال می دهید که  ژن شما ممکن است در این مسیر تکامل یافته باشد، به خواندن ادامه بدهید.

نکته در اینجاست که اگر نظریه جورج میلر درست باشد و ما از نظر ژنتیکی طوری تکامل پیدا کرده باشیم که یافتن، ذخیره و انتقال اطلاعات بخشی از وجود ما شده باشد با این حجم اطلاعاتی که تولید می شود چه باید بکنیم؟

ما  اطلاعات مصرف کنیم و اطلاعات هم توجه ما را! بله اطلاعات توجه دریافت کننده اش را مصرف می کند. از اینرو ثروت اطلاعات فقر توجه می آفریند! و همینطور نیازی برای اختصاص دادن کارآمد این توجه محدود به آن اقیانوس نامحدود اطلاعات.

در دنیای امروز سؤال مهم یافتن اطلاعاتی که به دنبالش هستیم نیست(چون اگر اطلاعاتی  موجود باشد احتمالا می توان آنرا یافت) بلکه سؤال اساسی حداکثر کردن بازگشت سرمایه در جستجوی اطلاعات است. بازگشت سرمایه در اینجا یعنی ارزش مورد انتظار از دانش بدست آمده تقسیم بر هزینه انجام شده برای کسب آن.

در این وبلاگ من ممکن است واژه هایی را زیاد استفاده کنم که فکر می کنم تعریف دقیق آنها به خواننده برای فهم منظورم کمک خواهد کرد:
  • اطلاعات: هر تفاوتی که در درون خود یا در محیط برداشت می کنید می تواند اطلاعات باشد. یا به عبارت دیگر هر وجهی از واقعیت که به آن توجه می کنید.
  • نیاز اطلاعاتی: یعنی تشخیص اینکه دانش شما برای رسیدن به هدفی که دارید ناکافی است.
  • جستجوی اطلاعات: تلاشی آگاهانه برای بدست آوردن اطلاعات در پاسخ به یک نیاز اطلاعاتی.
  • رفتار اطلاعاتی: شامل جستجوی اطلاعات و سایر رفتارهای غیر ارادی، انفعالی یا قصدی که در حول و حوش آن انجام می دهیم مانند برخورد با اطلاعات یا اجتناب از اطلاعات.
در نوشته های بعد درباره جستجوی اطلاعات و انواع آن خواهم نوشت.