Showing posts with label آغازگر. Show all posts
Showing posts with label آغازگر. Show all posts

Tuesday, April 26, 2011

در نکوهش آغازگری عشقی

بعضی از آغازگرها آماتورهستند، بعضی هم حرفه ای.

کلمه آماتور از ریشه لاتین و به معنی عشق ورزیدن است. اما معمولا ما برداشت متفاوتی از این کلمه داریم.

آغازگر آماتور، عاشق کارش نیست بلکه این کار را عشقی انجام می دهد. آغازگر پاره وقت است. آخر هفته ها یا یک روز درمیان یا گه گداری آغاز می کند. آغازگر آماتور از روی سرگرمی آغاز می کند.

آغازگر حرفه ای در نقطه مقابل عاشق کارش است. تمام وقت کار می کند و کار نیکو کردن را در پر کردن می داند. حرفه ای کارش را جدی می گیرد.

زمانیکه آغازگر مرز آماتور به حرفه ای را رد می کند به یک هنرمند تبدیل می شود و شروع به خلق هنر می کند. سمفونی پنج بتوون، لبخند مونالیزا، آی پد، کلاب مد، آهنگهای لیدی گاگا، ابله، مثنوی، کیک بی بی و آش رشته مادر من به همین روش به تکامل رسیده اند.

از سامرست موآم نویسنده انگلیسی می پرسند که به طور مرتب می نویسی یا هر وقت که به تو الهام می رسد؟ جواب می دهد که "هر وقت به من الهام می رسد. خوشبختانه هر روز رأس ساعت نه صبح به من الهام می رسد."

یک مشخصه مهم آغازگر حرفه ای اینست که آغازگر حرفه ای اگر تحسینی یا سرزنشی دریافت می کند در دنیای واقعی و به دلیل یک پروژه واقعی است که به نتیجه می رسد یا شکست می خورد. آغازگر آماتور با حرف زدن درباره ایده هایش تحسین و یا سرزنش می شود. به خاطر نقاشی ای که می خواهد بکشد، فیلمی که می خواهد بسازد، کتابی که می خواهد بنویسد یا مسافرتی که می خواهد برود.

آماتور با کارش شناخته می شود یا به عبارت دیگر از کارش هویت می گیرد. شروع به حرف زدن که می کند می فهمی یارو عکاس است یا نقاش یا کارگردان. ولی حرفه ای از کارش هویت نمی گیرد. در حرف زدن یک آدم معمولی است مثل همه آدمها. چون به کارش عشق می ورزد آنرا بیشتر انجام می دهد و کمتر درباره اش حرف می زند.

حرفه ای هر روز صبح آغاز می کند.
حرفه ای برای آغاز کردن بهانه نمی آورد.
حرفه ای هرگز تسلیم گشادی نمی شود.

حرفه ای هر روز بر گشادی غلبه می کند.



Thursday, April 14, 2011

انعکاس آغازگری در رسانه های جمعی

اگر می خواهی آغاز کنی

مثلا اگه می خوای کارتو عوض کنی یا اگه می خوای دیگه از فردا نری سر کاری که دیگه تحملشو نداری، کاری که خیلی می تونه کمکت کنه اینه که  اخبار رو از زندگیت حذف کنی. تلویزیون، روزنامه، اینترنت یا رادیو فرقی نمی کنه. تو در این حالت به اخبار نیاز نداری.

آغازگر به اخبار رسانه های جمعی نیاز ندارد.

Wednesday, March 30, 2011

ابهام دشمن آغازگری

بله ابهام!
چیزی که در زبان شیرین فارسی و مکالمات روزمره ما به وفور یافت می شود. مثال:

پارسال رشد نسبتا خوبی داشتیم.
امسال می خوام نگرشمو نسبت به زندگی عوض کنم.
من باید بیشتر کتاب بخونم.
اینجوری نمیشه!
وضعیت اونجوری که باید نیست.
بهتر از این هم می تونست باشه!

هر آغاز موفقی نیازمند ترجمه اهداف مبهم به رفتار مشخص است. برای آغاز کردن سناریوی کارهای لازم را باید بنویسیم.

Thursday, March 24, 2011

آرزو بر جوانان عيب نيست


آرزو نداشتن چطور؟ هدف داشتن يا نداشتن چى؟ عيب هست يا نه؟ از عيب بودن يا نبودنش كه بگذريم كه اصولا عيب هم مثل هر چيز وابسته به فرهنگ در طول زمان تغيير مى كند و چيزى كه امروز عيب هست را مردم فردا نيك مى شمرند، يكى از تفاوتهاى مهم آرزو و هدف اينست كه هدف معمولا در ناحيه كشيدگى صاحبش قرار دارد ولى آرزو جاى مشخصى ندارد.  

هدف مشخص است و ملموس و مى دانى كه با كش آمدن كه همان سعى و تلاش در خارج شدن از ناحيه راحتى است، در زمان مقرر البته با كمى دير و زود به هدفت مى رسى. اگر هم نرسيدى سوخت وسوز را مى پذيرى و يك هدف ديگر بنا مى كنى و زندگى تو در مسير آغازگرى ادامه پيدا مى كند. هدف و آغازگرى هميشه با همند ولى آغازگرى را اگر از اين معادله حذف كنى هدف به آرزو تبديل مى شود.  

براى آرزو داشتن خيلى شناخت از ناحيه كشيدگى و راحتى و وحشت و اصولا خيلى شناخت لازم نيست. آرزو مى تواند در ناحيه وحشت خودت، ناحيه كشيدگى زن همسايه يا ناحيه راحتى بيل گيتس واقع شده باشد. همين قدر كه آغاز نمى كنى براى داشتن آرزو كفايت مى كند. البته نيازى به گفتن نيست كه ديدن فيلم راز و يا شركت در سمينار نيروهاى برتر و يا خواندن كتاب موفقيت آغاز كردن محسوب نمى شود. آرزو يعنى اينكه تنها به كمك قوه مباركه تخيل از ناحيه راحتى خودت خارج شوى و تا تحقق آن در واقعيت منتظر بمانى.  

ابر و باد و مه و خورشيد و فلك و اخيرا هم فيزيك كوانتوم در كارند تا تو به آرزوهايت برسى.

آرزو بر جوانان عيب نيست. 

Thursday, March 17, 2011

آغازگری آغاز شد

از امروز پروژه آغازگری رسما آغاز شد. پروژه آغازگری که فعلا یک صفحه وب دارد و یک دفترچه و یک صفحه فیس بوک، هدفش چیزی نیست به جز بیشتر کردن آغازگری. البته با ایجاد خودآگاهی و خود باوری و کمی هم اشتراک ایده و حمایت آغازگران از همدیگر.

آغازگری این پرسش را مطرح می کند که "چه می شد اگر آدمهای بیشتری آغاز می کردند و چه می شد اگر بیشتر آغاز می کردند آدمهای بیشری؟"

برای آشنایی بیشتر می توانید دفترچه آغازگری را به رایگان دانلود و از آن استفاده کنید.